محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4453
تاريخ الطبرى ( فارسي )
عمل كند و اهل خير و فضيلت را به كار گيرد ، پشتيبان او مىشوم و به كار خدا قيام مىكنم و اگر نكند از خدا بر ضد او كمك مىخواهم و اگر آنچه را مىخواهم يعنى عمل به عدالت و سنت تعهد كنى با تو كمك مىكنم . گويد : و چنان بود كه وقتى مردم بنى تميم پيش وى مىرفتند آنها را به سوى خويش دعوت مىكرد ، محمد بن حمران و محمد بن حرب ، هردوان ، منقرى و خليل بن - غزوان عدوى و عبد الله بن مجاعه و هبيرة بن شراحيل ، هردوان سعدى ، و عبد العزيز بن - عبد ربه ليثى و بشر بن جرموز ضبى ، و نهار بن عبد الله مجاشعى و عبد الله نباتى با وى بيعت كردند . گويد : حارث به نصر گفت : « سيزده سال پيش از سر اعتراض به ستم از اين شهر برون شدم و تو مىخواهى مرا بدان وادار كنى ! » و سه هزار كس به حارث پيوستند . در اين سال در دمشق ، با مروان بن محمد بيعت خلافت كردند . سخن از اينكه چرا با مروان ابن محمد بيعت كردند ؟ ابو هاشم ، مخلد بن محمد ، وابستهء عثمان بن عفان گويد : وقتى گفتند سپاه مروان وارد دمشق شد . ابراهيم بن وليد گريزان شد و نهان شد و سليمان آنچه را در بيت - المال بود غارت كرد و ميان سپاهيانى كه با وى بودند تقسيم كرد و از شهر برون شد . غلامان وليد بن يزيد كه در شهر بودند به خانهء عبد العزيز بن حجاج تاختند و او را كشتند ، قبر يزيد بن وليد را شكافتند و او را بر دروازهء جابيه بياويختند . گويد : مروان وارد دمشق شد و در عاليه جا گرفت ، كشتهء دو نوجوان و كشتهء يوسف بن عمر را پيش وى آوردند كه بگفت تا به خاكشان سپردند . ابو محمد سفيانى